در ميان شعر هايم گم شدم/ آنچنان دیگر نمیابم خودم*
هر کجای شعر پر فریاد بود/ در خیال مردم اما باد بود*
گم شدم من در دل شهر جنون/ چون همه عالم نوازند ارغنون*
ناز چشمانش مرا فرهاد کرد/ عشق از شیرین بتی بنیاد کرد*
عشق حجاری نمودش تا سپهر/ حال همتایش نیابم غیر مهر*
اختر و ماه و زحل خوش چهر نیست/ چهر شیرین هم دگر پر مهر نیست*
گم شدم در بازی چشمان سار/ چشم هایش میکند هر مار یار*
چشم هایم را به دار آویختم/ دیدگانش را به دل آمیختم*
با نگاهش دل به دنیا دوختم/ شعله ور چشمش در آتش سوختم*
هیچ جز او نیست از من در جهان/ در نگاهم چشم هایش را بخوان*
#محمدرضا
ما را در سایت اشعار محمدرضا رستمی اتویی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 105