اشعار محمدرضا رستمی اتویی

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «گم شده ام من» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : گم شده - جنون و گم شده - فال فروش و شام

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت اشعار محمدرضا رستمی اتویی دسترسی پیدا کنید

گم شده - جنون

در ميان شعر هايم گم شدم/ آنچنان دیگر نمیابم خودم*هر کجای شعر پر فریاد بود/ در خیال مردم اما باد بود*گم شدم من در دل شهر جنون/ چون همه عالم نوازند ارغنون*ناز چشمانش مرا فرهاد کرد/ عشق از شیرین بتی بن...

ادامه مطلب

گم شده - فال فروش

لا به لای برگه های فال او / هر عدد پیداست اما آس کو؟ زار می گوید قسم بر باختر / جان من یک دانه فالم را بخر زیر لب گویم قسم بر کهکشان / نزد نامردان نرو با من بمان چون فراموشی شود احوال من / کیف پول توست این یا مال من فال می گوید روند سال را / یا که من بازی کنم این فال را بال من بشکست آنکس بال تو / راه گم کردم میان فال تو محمدرضا...

ادامه مطلب

شام

گفتم که امشب شام مهمونی / گفتی کباب اینا نگیری. پس... پیتزای مخصوص می خوری با قارچ / گفتی که بیزار از پنیری. پس... همبرگرای هادی خوش مزَّن / گفتی که نونش هس خمیری پس... میدم سفارش مرغ بریونی / گفتی که سمتش هم نمیری. پس... کله پزی حاج امیری هس..؟ / گفتی نکن فکر امیری. پس... یا که بریم تا کافه ی مریم / گفتی که واسه کافه پیری. پس... من املتام خوبن بدک نیستن / گفتی چقد تو سر به زیری. پس... یک راه حل دارم برات عشقم / بهتر بری اصلا بمیری پس. محمدرضا...

ادامه مطلب