اشعار محمدرضا رستمی اتویی

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «برفی» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : آدم برفی

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت اشعار محمدرضا رستمی اتویی دسترسی پیدا کنید

آدم برفی

میان سوز زمستان قرار ژرفی بود/ چو فرش پهن سفیدی دلم چه برفی بود//همه وجود من آرامشی لطیف و ظریف/ سکوت سرد زمستان فرای وصفی بود//صدای غرش شیر سفید اسفندی/ وجود آدم برفی پر از چه شعفی بود//نوازش خنک آفتاب کوه سواد/ میان ابر کبودی که همچو سقفی بود//چه داغ بود و چه شیرین و جرعه ای باران/ ز تاک بر سرمان آمد این چه عطفی بود//چه گرم شد چمن و یک شکوفه رز رویید/ که دست آدم برفی گرفت و کشفی بود//و آفتاب بهار برف تاک را ذوب کرد/ خراب بر سرمان چون شراب، ضعفی بود//چنانکه ریشه رز یخ زد و جدا از خاک/ و آب شد دو پای آدمک که برفی بود//رها در این گردباد و زدند یخ در هم/ شبیه مرگ می رقصید و مست طرفی بود//دوباره عشق می لرزاند و کشت احساسش/ قرار و صلح وجودش به باد حرفی بود//تمام آدم برفی چو اشک ها ذوب شد/ شبیه قاتلی آمد شبیه حذفی بود//دو روزه می گذرد عمر و فرصتی کوتاه/ برای عشق تو مردن چه خوب وقفی بود//#آدم_...

ادامه مطلب